X
تبلیغات
رایتل

دست نوشته های خلوت تنهایی
 
لینک دوستان
 
پیوندهای روزانه
لینک های مفید

لینک دوستان
 

در اولین صبح عروسی زن وشوهر توافق کردند که در را بر روی هیچکس باز نکنند ابتدا پدر ومادر پسر امدند زن وشوهر نگاهی به همدیگر انداختند اما چون از قبل توافق کرده بودند هیچکدام در رو باز نکردند   

ساعتی بعد پدر و مادر دختر امدند زن وشوهر نگاهی به همدیگر انداختتند اشک در چشمان زن جمع شده بود و در این حال گفت نمی تونم ببینم که پدر ومادرم پشت در باشند ودر را برویشان باز نکنم  

شوهر چیزی نگفت ودر را برویشان گشود اما این موضوع را پیش خودش نگه داشت  

سالها گذشت خداوند به انها چهار پسر داد پنجمین فرزندشان دختر بود برای تولد این فرزند پدر بسیار شادی کرد و چند گوسفند رو سر برید و مهمانی مفصلی داد  

مردم متعجبانه از او پرسیدند علت این همه شادی و مهمانی دادن چیست  

مرد به سادگی جواب داد : این همون کسیه که در رو برویم باز می کنه !

[ جمعه 30 فروردین‌ماه سال 1392 ] [ 12:45 ب.ظ ] [ میترا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

لینک های مفید
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 3889